خرید بک لینک


اي که مهتاب رخت سايه بي افکنده به ماه
دل ما بر دل تو سخت ارادت دارد



مي شود گاه بيايي و به ما سر بزني
چون نگاه تو بهشت است سخاوت دارد




درپي چشمه ي احساسم وحيران توام
ديدن روي تو از دور چه لذت  دارد


خسته در راه کوير و پي نامي زتو ام
کاش بودي که دلم قصد زيارت دارد


تو بگو ياور من فلسفه ي دوري خود
ورنه جبريست نبود تو که طاقت دارد؟


آسمان دل من ابري بي حوصله شد
تا تو فرياد زدي عقل شهامت دارد


تا کجا سوي تو آيم تو چرا دور روي
مگراين دشت پر از خار سياحت دارد


شعله ي عشق پس ازمرگ نگردد خاموش
اين چراغي ست که در قلب تو قدرت دارد




 

برچسب: ديدن روي تو,ديدن روي تو و دادن جان,دیدن روی تو هم از بامداد,دیدن روی تو ظلم است و,دیدن روی تو ظلم است,دیدن روی تو در خویش,دیدن روی تو عید است مرا,دیدن روی تو دادن جان,دیدن روی تو آرزومه,دیدن روی ماه تو, نویسنده: باران قاسمی تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 14:42

صفحه بندی