اي عشق! دل دوباره غبار هوس گرفت
از من گلايه کرد و تورا دادرس گرفت
دل باز بهانه ي رفتن گرفت و باز
تا بال و پر گشود سراغ از قفس گرفت
گفتم به هيچ کس دل خود را نمي دهم
اما دلم براي همان هيچ کس گرفت
افسردگي به خسته دلي از زمانه نيست
افسرده آن دلي است که از همنفس گرفت
لبخند و ريشخند کسي در دلم نماند
هرکس هرآنچه داد به آينه پس گرفت
برچسب:
نویسنده: باران قاسمی